مصاحبه با مهدی قربانی مصاحبه با مهدی قربانی
مرداد 02, 1396 - 25 Views

مصاحبه با مهدی قربانی

مهدی قربانی بازیگر نوجوانی است که با بازی در نقش نوید، پسر درسخوان خانواده «ابد و یک روز» شناخته شد.
پسری که محوریت داستان «ابد و یک روز» است و در اولین تجربه بازیگری اش در کنار ستاره هایی چون نوید محمدزاده، پیمان معادی، پریناز ایزدیار و شبنم مقدمی نقش درخشانی ایفا کرده است.
 مهدی قربانی بازیگر نوجوانی است که با بازی در نقش نوید، پسر درسخوان خانواده «ابد و یک روز» شناخته شد. پسری که محوریت داستان «ابد و یک روز» است و در اولین تجربه بازیگری اش در کنار ستاره هایی چون نوید محمدزاده، پیمان معادی، پریناز ایزدیار و شبنم مقدمی نقش درخشانی ایفا کرده است.
 
گرچه خودش می گوید با بازی در «ابد و یک روز» یکباره از نوک قله بازیگری شروع کرده است اما در تجربه بعدی اش یعنی «بیست و یک روز بعد» هم آنقدر درخشیده که به خاطرش جایزه بهترین بازیگر نوجوان جشنواره کودک و نوجوان را در اصفهان از آنِ خود کرد تا اولین افتخار را در راه پرپیچ و خم هنری اش کسب کرده باشد. با این نوجوان آینده دار سینمای ایران، در حاشیه جشنواره کودک و نوجوان، گفت و گوی کوتاهی داشتیم که در ادامه می خوانید.
 
مهدی قربانی با «ابد و یک روز» شناخته شد. فیلمی که پر از ستاره بود و سیمرغ های جشنواره را درو کرد. چطور برای این فیلم انتخاب شدی؟
من به آموزشگاه بازیگری کودک و نوجوان پانیذ با مدیریت خانم خلوتی می رفتم. یک روز دستیار سعید روستایی به ایشان زنگ زد و ایشان هم من را معرفی کرد. دستیار سعید روستایی از من تست گرفت و تست را به او نشان داد، اما او باور نکرده بود که من آن بازی را داشته باشم. گفته بود خودم دوباره باید از او تست بگیرم. وقتی پیش او هم تست دادم، برای فیلم انتخاب شدم. بعد با سعید ملکان صحبت کردم و قرارداد را بستم و به پروژه ملحق شدم.
 
بازیگری از چه زمانی جزو علایقت بود؟
من از 9 سالگی کلاس بازیگری می رفتم.
 
شما خانواده ای هنری هستید؟
نه. پدرم بانکی و مادرم خانه دار هستند. برادرم معمار است و خواهرم هم درس می خواند.
 
تئاتر هم بازی می کنی؟
بله اولویت اولم تئاتر است.
 
خیلی سخت است.
برای همین دوستش دارم.
 
«ابد و یک روز» ستره های زیادی داشت؛ کارکردن با این ستاره ها سخت نبود؟
سخت که نبود هیچ، حسابی کمکم هم می کردند و دمشون هم گرم.
 
کاراکتر نوید را برای خودت چطور تشریح کردی که توانستی بازی اش کنی؟
من درس خواندن نوید را خیلی دوست داشتم و مشکلاتش را هم دوست داشتم.
 
یک سکانس طلایی در «ابد و یک روز» داری؛ آنجا که خانه را به مامورها نشان نمی دهی.
آره. من چنین خانواده هایی زیاد دیدم و می بینم. بعد از این که فیلمنامه را خواندم و قبل از این که استارت کار «ابد و یک روز» بخورد، من حدودا با پنج، شش خانواده معتاد که نوجوانی همسن نوید داشتند رفت و آمد کردم و سعی کردم حسابی آنها را بشناسم.
 
 
رفتن و دیدن آن خانواده ها برای نوجوانی به سن تو خیلی سخت بوده. چند سالت بود؟
13 سالم بود. هم سخت بود و هم آزاردهنده.
 
«ابد و یک روز» قطعا مناسب سن تو نبوده. فیلم را خودت دیده ای؟
بله. ولی من قبل از اکران فیلم را دیدم. چون اولین کار تصویرم بود، بعد از هر سکانس پشت مانیتور کارگردان نتیجه را می دیدم. برای همین فهمیده بودم چی ساخته شده. بعد برای کار «بیست و یک روز بعد» پشت مانتیور نرفتم، خیلی هیجان خوبی بود وقتی کار ساخته شد و آن را در جشنواره دیدم.
 
«بیست و یک روز بعد» هم فضایش همان فقر و غم را دارد.
«ابد و یک روز» خیلی فقر نداشت، اصل مضمون داستان اعتیاد بود، ولی خانواده «بیست و یک روز بعد»، هم مشکلی مالی داشتند هم مشکل اجتماعی.
 
«بیست و یک روز بعد» فضای نوجوانانه تری داشت. این فیلم را فیلم کودک و نوجوان می دانی؟
نه، این طور نیست. فیلم برای بزرگسال هم هست. من از زمانی که فیلمنامه را خواندم تا آخرش که اکران شد، آن را دز دید یک بزرگسال دیدم.
 
برنامه ات برای ادامه کارت؟
من بازیگری را دوست دارم و همین طور ادامه می دهم.
 
خیلی زود از سطح بالا شروع کردی.
آره. تجربه نکرده رفتیم نوک قله. خدا را شکر، خدا خیلی هوایم را دارد که اولین کارم «ابد و یک روز» بود. دم سعید روستایی هم گرم که من را انتخاب کرد.
 
از کار با سعید روستایی بگو.
سعید ماه بود.
 
الان هم پیشنهاد بدهد می روی؟
سعید الان به من بگوید بیا هنرور باش هم می روم. چون اخلاقش بیست است و کارگردانی اش درجه یک؛ همیشه گفته ام سعید روستایی از نظر من یک نخبه است. محمدرضا خردمندان هم همین طور. دوباره هر دوی اینها به من بگویند بیا نقش فرعی هم بازی کن می روم، چون اخلاقشان عالی است.
 
اگر درباره بازی ات نقد منفی بنویسند ناراحت نمی شوی؟
من نقد را خیلی دوست دارم. یکسری از مسعود فراستی بدشان می آید ولی من خوشم می آید، چون نظرش را راجع به فیلم ها می گوید.
 
از نظرات خاصی که درباره بعضی از فیلم ها می دهد هم خوشت می آید؟
نه. منظورم این است که حرفش و نقدش را دوست دارم ولی لحنش را دوست ندارم. اگر این نقدش را با مهربانی بگوید خیلی بهتر است. نه فقط فراستی را، بلکه همه کسانی که فیلم ها را نقد می کنند دوست دارم. این که نظر و ایده شان را می گویند، خیلی خوب است.
 
خانواده نمی گویند کافیه، درست را بخوان؟
من درسم را هم می خوانم. سر فیلمبرداری هم درس می خواندم.
 
اگر سال بعد خانواده بگویند امسال دیگر کنکور داری، کار نکن فقط درس بخوان چه می کنی؟
خب من شغلم این است.
 
اولویت کدام است؟
درسم. هنر برایم یک تفریح است که دوستش دارم.
 
روزی که با سعید ملکان قرارداد بستی احتمالا رقم قرارداد برایت مهم نبود. الان چطور؟
الان هم خیلی مهم نیست. از همان اول فقط به کار فکر می کردم. خدا را شکر به پول نیازی ندارم. اولویتم فیلمنامه است و کارگردانی که خودش متن را نوشته باشد. چون وقتی کارگردان، فیلمنامه را خودش بنویسد یعنی با آن زندگی کرده و درکش کرده و همین باعث می شود فیلم به بهترین شکل آماده شود.
 
فکر می کنی روزی ستاره شوی و دیگر این طور بین مردم نباشی؟
خاکی بودن و منش خاکی داشتن خیلی خوب است. یک سری خودشان را می گیرند، این من را آزار می دهد که واقعا چرا؟ تو خودت هیچی نبودی یک روزی، خدا لطفی کرده با یک کارگردان خوب کار کردی و الان داری کار می کنی، چرا باید خودت را بگیری؟ از آنهایی که این مصاحبه را می خوانند و بازیگرند و اخلاقشان شاید خوب نباشد خواهش می کنم آن اخلاق بد را کنار بگذارند و آدم جدیدی شوند.
 
دوست داری با کدام کارگردان کار کنی؟
اصغر فرهادی قطعا؛ چون خیلی آدم آرامی است. با سعید روستایی و محمدرضا خردمندان هم دوست دارم دوباره کار کنم.
 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…